یادداشت
تأثیر حرفهای والدین بر شخصیت کودک بیشتر از چیزی است که معمولاً تصور میکنیم. بعضی جملهها فقط چند ثانیه گفته میشوند، اما ممکن است سالها در ذهن کودک باقی بمانند و بعدها خودشان را در قالب اضطراب، کمالگرایی، ترس از طرد شدن، مقایسه دائمی یا دشواری در بیان احساسات نشان دهند.
البته منظور این نیست که یک جمله، آینده یک کودک را تعیین میکند؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، پیامهایی است که بارها در یک رابطه تکرار میشوند و کمکم به بخشی از تصویر ذهنی کودک از خودش تبدیل میشوند.
در این مقاله بررسی میکنیم چرا بعضی حرفها چنین اثری دارند، کدام جملههای رایج میتوانند آسیبزننده باشند، والدین بهجای آنها چه بگویند و اگر خودمان این پیامها را در کودکی شنیدهایم، چگونه میتوانیم اثر آنها را بهتر بشناسیم و تغییر دهیم.
چرا افراد خودشیفته بعد از جدایی دوباره برمیگردند؟
بازگشت یک شریک عاطفی بعد از جدایی، همیشه نشانه عشق یا پشیمانی نیست. گاهی این بازگشت میتواند بخشی از چرخهای باشد که پیشتر باعث وابستگی، سردرگمی و آسیب عاطفی شده است. در این مقاله با دلایل روانشناختی این رفتار، مفهوم Hoovering، تفاوت Love Bombing با عشق سالم، نشانههای تغییر واقعی و اشتباهات رایج پس از بازگشت آشنا میشوید تا بتوانید آگاهانهتر تصمیم بگیرید.
بعضی مهاجران بعد از مهاجرت جملهای را بارها در ذهن خود تکرار میکنند:
«شرایط زندگیام بهتر شده…
اما حالم بهتر نشده.»
شاید شغل بهتری پیدا کرده باشند.
شاید امنیت و رفاه بیشتری داشته باشند.
شاید حتی به اهدافی رسیده باشند که سالها برایش تلاش کردهاند.
اگر ابتدا میخواهی مسئله را بهتر درک کنی، پیشنهاد میشود این دو مقاله (قبلی) را بخوانی:
چرا زنان موفق با وجود رشد فردی هنوز رابطه عاطفی دلخواه خود را پیدا نمیکنند؟
راهکارهای درمانی برای شکستن چرخه خودسرزنشگری در روابط عاطفی
در ادامه بررسی دو مقاله قبلی درباره چرخه خودسرزنشگری و الگوهای تکراری روابط، این صفحه به مرحله درمان و تغییر اختصاص دارد.
اگر هنوز مقاله اول (قبلی) را نخواندهای، پیشنهاد میشود ابتدا این مطلب را بخوانی:
"چرا زنان موفق با وجود رشد فردی هنوز رابطه عاطفی دلخواه خود را پیدا نمیکنند؟"
👉 لینک مقاله
بعضی از زنان موفق، با وجود رشد فردی و استقلال کامل، هنوز وارد رابطه عاطفی دلخواهشان نشدهاند.
و هر سال بیشتر با یک سؤال تکراری روبهرو میشوند: «پس چرا هنوز نه؟»
👉 در این مقاله بررسی میکنیم چرا این اتفاق میافتد و آیا واقعاً همیشه مشکل از خود فرد است یا نه.
والدین گرامی! در دنیایی که پایههای اخلاقیِ بعضی افرادش لرزان و سسته و جان انسان براشون کمارزش، مهمترین مهارتی که باید به بچههاتون آموزش بدید مهارت "مراقبت از خوده"! قتل دختر جوان در راه برگشت به منزل باید اعتقاد شما به این جمله رو عمیقتر کنه که "دنیا، پر از آدمهای نااَمنه"
خرید برای بعضی آدمها بخصوص خانمها به نوعی تفریح محسوب میشه و اونارو از بیحوصلگی و خستگی روزمره درمیاره. درسته که خرید کردن یک امر عادی در زندگی امروزی محسوب میشه، اما در مواردی تبدیل به یک مشکل میشه که نیازمند درمانه!
برخی افراد بین سنین ۳۵ تا ۴۵ سالگی دچار بحرانهای روحی میشن، این بحران ممکنه علایمی از افسردگی رو به همراه بیاره.
فرقی هم نمیکنه چی باشه!
میخواد کلامی باشه یا رفتاری،
اشتباه در تصمیم باشه یا خیانت...!
وقتی تکرار بشه دیگه اشتباه نیست.
انتخاب خود شخصه!
گاهی چون انسان احتیاج به این داره که کسی رو دوست داشته باشه یا کسی اونو دوست داشته باشه، تصور میکنه که درگیر عشق شده!
ما هرکاری هم بکنیم تا با درست زندگی کردن، شرایطی رو ایجاد کنیم تا مشکلی برامون پیش نیاد و رنجی متحمل نشیم، باز ممکنه اوضاع اونجوری که میخوایم پیش نره!
چون هرچقدر هم که سعی کنیم باوجدان و مسئولیتپذیر باشیم و از مسیر درست پیشرفت کنیم، باز ممکنه جدایی و تنهایی رو تجربه کنیم، شکست بخوریم و در حقمون بدی بشه!
هرقدر هم که از بقیه سوءاستفاده نکنیم، باز ممکنه یکی دیگه از ما سوءاستفاده کنه!
هرچقدر هم که حواسمونو جمع کنیم، باز ممکنه بهمون آسیب بزنن!
هرقدر هم که بخوایم مهربون باشیم، باز ممکنه درک نشیم و طرد بشیم. اون توی فیلمها و قصههاست که پایانش خوب تموم میشه و آدمهای خوب به همهی خواستههاشون میرسن. تو دنیا از این خبرها نیست.
زندگی کردن با شرافت و صداقت و وجدان، شاید ما رو به خیلی چیزها نرسونه و حتی رنجهایی رو هم به ما تحمیل کنه ولی حداقل از آدم یه شخصیت بااصالتی میسازه که از خودش رضایت داره...
ولی زندگی بدون اون موارد، درسته که هیجان و لذتهایی رو بهش میدن اما هم زودگذره و هم زندگی بدون اصالت و رضایتمندی نصیبش میشه!
توی دوران آشنایی، حواستون به ۴ مورد باشه:
❶ اگه متوجه شدین طرف مقابلتون به خانواده اش وابسته ست و پدر، مادر یا حتی خواهر و برادرش براش تصمیم میگیرن و از خودش چندان اختیار یا استقلالی نداره، توی انتخابتون یه تجدیدنظر بکنین.
❷ اگه متوجه شدین طرف مقابلتون بیشتر از اینکه به خود رابطه اهمیت بده، به مسائل جانبی و حواشی و امکانات و تجملات اهمیت میده، توی انتخابتون تردید کنین.
❸ اگه طرف مقابلتون با شما خیلی خوش برخورده ولی موقع رانندگی و ارتباط با مردم، رفتار مناسبی نداره، زود واکنش هیجانی نشون میده و یا سریع عصبانی میشه، به احتمال بسیار زیاد، بعد از اینکه هیجانات اولیهی رابطتون فروکش کنه، با شما هم همون رفتارها رو خواهد کرد.
❹ دوران آشنایی، لذتبخشترین و بهترین دوران هر رابطهایه؛ اگه توی این دوران بیشتر زمان آشنایی شما به جروبحث و اختلاف و اعصاب خردکنی میگذره، خیلی نمیشه به آینده چنین رابطهای خوشبین بود.
اینو بدونین که انتخاب شریک عاطفی یا همسر، از هر انتخاب دیگهای مهمتره. حتی از انتخاب رشتهی تحصیلی و دانشگاهی و انتخاب شغل!
چون شما حتی اگه از انتخاب رشتهی تحصیلی راضی نباشین، میتونین انصراف بدین و توی رشتهی دیگهای تحصیل کنین یا اگه از شغلتون رضایتمندی ندارین و میبینین به نتیجه نرسیدین، میتونین سریع شغل دیگهای رو انتخاب کنین
ولی اگه آدم ناسالم و نامناسبی رو برای رابطتون انتخاب کنین، کار یکم سخت میشه و بخصوص بعد از رابطهی طولانی، اینکه بخواین رابطه رو تموم کنین و شخص دیگهای رو انتخاب کنین، شما رو با چالشهای زیادی مواجه میکنه!
شما ممکنه یه ترم دانشگاه مشروط بشین یا توی شغلتون، ورشکسته بشین ولی باز میتونین خودتونو جمعوجور کنین و از جاتون بلند شین و مسیر جدیدی رو انتخاب کنین
ولی اگه گیر آدمی بیفتین که رفتارهای ناخوشایند و خصلتهای آسیبزنندهای داره، شما رو با مسائلی مواجه میکنه که روی خیلی از جنبههای دیگهی زندگیتون، تأثیرات مخربی داره!
افراد زیادی رو میبینم که خشم خیلی زیادی نسبت به یک یا چند نفر دارن و وقتی بیشتر ازشون میپرسم، میبینم همیشه تلاششون این بوده که با ازخودگذشتگی بیش از حد، بعضی از روابطشون رو نگهدارن!
طرزفکر این افراد اینه که قربانی کردن خودشون، نشونهی دوست داشتن طرفه!
اما نتیجهای که بدست میارن، نادیده گرفته شدن، سوءاستفاده شدن، خیانت دیدن، انتظارات غیرمعقول و در نهایت خشم و نفرت از اون افراده.
شما زمانی میتونین پدر، مادر، همسر و رفیق خوبی باشین که بقیه رو به اینکه توقعات زیادی و غیرمنطقی از شما داشته باشن و نیازهای معقول شما رو نادیده بگیرن، عادت ندین.
اینکه برای نگهداشتن کسی یا راضی کردن کسی، خودتون رو فدا کنین، اسمش عشق نیست، خودکشیست!
اینو از من به یاد داشته باشین که رابطهای که با گذشت بیش از حد شروع میشه، با نفرت از همون رابطه به پایان میرسه.
گاهی وقتها، این انتخابهای ما هستن که باعث میشه دچار حال بد، غم و غصه، ترس و اضطراب و عصبانیت بشیم.
وقتی ما برای فرار از درد و رنج، دست به انتخابهای اشتباه میزنیم، بطور مثال روابط اشتباه رو انتخاب میکنیم و یا وقتی مسیری رو انتخاب میکنیم که ما رو به جایی میبره که در نهایت با همون مشکلات و آسیبها و بلکه بدتر مواجه میشیم، مثل روی آوردن به عادتهای ناسالم، یعنی عملا خودمون پشت خودمون رو خالی کردیم که باعث میشه حالمون بدتر بشه!
اینجور وقتها ما معمولا بقیه رو مقصر میدونیم. دلتنگی، جدایی و از دست دادنها، سخت هستن ولی بالاخره آدم میتونه بپذیره اما وقتی آدم خودش رو از دست بده، اونموقع دیگه قضیه فرق میکنه!
پس باید مراقب باشیم توی انتخابهامون دقت کنیم، قبل هر انتخابی و تصمیمی، خوب فکر کنیم تا به جایی نرسیم که جز درد چیزی نصیبمون نشه.